حس .پایان . درد
loading...

tanhaie

بازدید : 2 پنجشنبه 9 دی 1395 زمان : 0:23

وقتی دیگر نه حسی مانده باشد نه حالی نه و نه حوصله ای،
عمق بیان احساست می‌شود بغضی که در گلو خفه می‌شود
وقتی بی حس شوی،
دیگر بهش فکر نمی کنی،
به اینکه حال داغونت را داغون تر کرد فکر نمی کنی،
به اینکه هیچ وقت نفهمیدت فکر نمی کنی،
دیگر برات مهم نیست الان کجاست ؟
چیکار میکند ؟ یا حالش چطور است؟
دیگر خودت را باهاش تصور نمی کنی،
جاهایی که با هم نرفتید حرف هایی که به هم نزدید حالی که درک نکردید برات مهم نیست،
فقط می‌گذرانی،
همینجور بی حس، روز ها را پشت سر می‌گذاری،
وقتی بی حس باشی، در مقابل هر جور اتفاقی یک رفتاری نشان می‌دهی ...
مطالب رزسایت
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 3

درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
خبر نامه


معرفی وبلاگ به یک دوست


ایمیل شما :

ایمیل دوست شما :



چت باکس




captcha


پیوندهای روزانه
آمار سایت
  • کل مطالب : 36
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 2
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 2
  • بازدید ماه : 2
  • بازدید سال : 40
  • بازدید کلی : 101
  • آخرین نظرات
    کدهای اختصاصی